کاش

توی این سری از نوشته هام میخوام از دست نوشته هایی که چندین سال پیش نوشتم بگم. نوشته هایی که جز خودم کسی نخوندش.

کاش می دانست که حجم ذهن من

پر شده است از پولک ماهیان سرخ

کاش می دانست که اعتقاد من

شد دریچه فرار ذات از سرزمین دور

کاش می شد تن جوانم را به سرور

با ختم کمالش می سپردمش به گور

این چه حسی است خمود آوردست

این چه راهی است…

(این متن رو نا تمام گذاشتم طبق معمول)

من به یه نتیجه رسیدم اینکه هر چی هم کارت درست باشه، هر چی هم ثروتمند باشی، اگه به همه آرزوهات هم رسیده باشی باز هم نیاز به انگیزه داری. اگر در بهترین مسیر زندگی ات هستی مسلما تا وقتی در حال گذشتن از این مسیر هستی، هرگز ارزش واقعی اون مسیر را نمی فهمی و برای فهمیدن به یه تلنگر نیاز داری. نمیدونم چرا بشر اینجوری تکوین شده. حتی حساسترین وجدان ها و تیزترین روان ها هم نمی تونند اون چیزی باشن که به ما قدرت فهمیدن لحظه ای رو بدن.

اما چیزی هست که به ما کمک می کنه: از دست دادن. اخراج، سختی، طرد شدن، و هر چیز دیگه ای که خواستی اسمشو بذار. در ادامه از متن هایی که همیشه به نوشتنشون عادت دارم رو مینویسم هر چند به ظاهر بی ربط اما:

خوشا به حال کسی که پیش از راحتی، سختی هایش را چشیده است و قدرت فهم در مقابل سختی ها را دارد. چنین کسی آرامشش هرگز به سختی هایش نمی بازد چون ذهنش به تلاش و قدرت و فهم همگراست و افسار زندگی فیزیکی اش در دست.

و بدا به حال آنکه پس از آرامشی، سختی زندگی اش شروع شود چرا که عادت به آرامش گذشته اش همچون مخدری وی را سست می کند و نبود قدرت در او، موجب شکایتش از هستی می شود. این کس، هرگز به آرامش قبل باز نخواهد گشت چون آرامش خود را با طمع تمام در گذشته خود جستجو می کند. گذشته ای که هرگز باز نخواهد گشت.

من…

خوب می دانم بردنم به بهای نابودی ام، تنها کاری است که رعشه بر اندامت می اندازد.
من خواهم برد.

گزین گویه: حکیم ابولقاسم فردوسی

درختی که تلخ است ویرا سرشت           گرش بر نشانی به باغ بهشت
ور از جوی خلدش به هنگام آب           به بیخ انگبین ریزی و شهد ناب
سرانجام گوهر بکار آورد                       همان میوه تلخ بار آورد
به عنبر فروشان اگر بگذری                   شود جامه تو همه عنبری
وگر تو شوی نزد انگشت گر                  از او جز سیاهی نیابی دگر

Google Wave

از دوستان کسی دعوت نامه google wave رو داره واسم بفرسته؟ ایشالا خدا اجر در دنیا و آخرت بهتون بده محتاجم هه هه!

اگه خواستید بفرسید به ironking63@gmail.com

هاها… خودم از گوگل گرفتم. اگه کسی خواست بگه.

اراده

جنگیدن برای زندگی فقط تندخویی و جسوری نیست.  شاید گاهی صبر یا سکوت معنی جنگیدن رو بده.

جنگیدن با تیزی اراده بدون تفکر و درایت، همیشه سازنده نیست. شاید ضربه جبران ناپیزی بخوری اگر: ندونی چرا داری می جنگی.

دیدگاه ماورائی

دیدگاه ماورایی…خب ینی چی؟ شاید تو ذهنتون نقش ببنده که مسئله متافیزیکی رو منظورمه اما نه. گفتم ماوراء چون کلمه ای بهتر از این پیدا نکردم که مفهوم بالا بودن نوعی درک شهودی نسبت به ادراکات قابل ملموس ما رو بده. با این جمله هم مفهوم دیدگاه ماورایی را توضیح دادم هم… بگذریم…

میخوام یه مثال بزنم اما نمیخوام بعد از خوندن این مثال مسئله ای که میخوام بگم لوث شده باشه و بگید امیر میخواد با قیاس نتیجه گیری کنه. خیر…من این مثال رو میزنم چون وجه تشابهی بینشون هست. فرض کنید شما مدیر یک گروه بازرگانی هستید. برای اینکه بتونید کارتون رو انجام بدید باید یک سری اطلاعات و آمار و ارقامی را از اوضاع و احوال ۱- درونی شرکتتون و ۲- بیرونی شرکتتون داشته باشید تا بتونید درست تصمیم بگیرید و گروه رو راهبری کنید. مثلا اگه توان مالی شرکت شما لطمه دیده باید با ریسک کمتری عمل کنید و بر عکس؛ یا مثلا اگه قدرت رقیبان شما زیاد هست شما بیشتر به جای اینکه خودتون رو توی فرمول های ریاضی گیج کنید بهتره روی مدیریت انسانی و جذب مشتری توسط خوش رفتاری و احقاق حقوقش کار کنید. به هر حال بدون داشتن آگاهی نسبت به عوامل بیرونی و درونی سازمانتون، نمیتونید تصمیم درستی بگیرید و نتیجتا ابتکار عمل را از دست خواهید داد. فعلا این مثال رو یه گوشه ذهنتون ذخیره کنید و خارج شوید.

ما انسان ها هر کودوم یه سازمانی هستیم که میشه گفت به صورت سلسله مراتبی، تشکل منطقی پیدا کرده (و نه فیزیکی). پشت هر عملی که انجام میدیم یک دلیل اولیه و یک دلیل ثانویه هست. دلیل اولیه باعث استارت اون عمل و دلیل ثانویه تنوع اون عمل رو باعث میشه. مثلا من آب میخورم. دلیل اولیه تشنگی منه و دلیل اینکه من توی کاسه آب میخورم اینه که لیوان ندارم. در نهایت دو دلیل وجود داره که من توی کاسه دارم آب میخورم. این دلایلی که به صورت سری با هم ارتباط منطقی دارن لزوما محدود به دو دلیل نمیشن. شاید چندین دلیل وجود داشته باشه که ما عملی رو انجام میدیم. بگذریم… فرض کنید دلیل اولیه ای که  از طرف محیط اعمال میشه و دلیل ثانویه ای بر اساس نوع احساسات ما، نوع اون عمل را تعیین میکنه و در ادامه فرض کنید نتیجه این عمل روی نوع دیدگاه ما و احساس ما تاثیر میذاره به قسمی که اگه برای بار بعد همچین عملی از ما سر بزنه ما دیگه نوع عمل قبلی رو بر نمیگزینیم. آخ چقدر پیچیده شد… با چنین تجسمی از روحیات، فکر میکنم داشتن آگاهی درونی (معرفت) از هر گونه احساسی ، قدرت توانایی کنترل و هدایت هر گونه حس و درک شهودی را به ما میده. اینکه آنتونی رابینز میگه دیدت را عوض کن زندگیت عوض میشه خلاصه شده حرف منه. حالا دید رو به چه صورت و با چه سازوکاری باید عوض کرد مهمه. خیلی ها به دین و مذهب روی میارن. بد هم نیست. خوبه اما بعضی ها نه، به مطالعه و عقل گرایی و سنجش و قیاس روی میارن. اونم بد نیست. هر کدوم از این دو مورد حسنی داره و عیبی که من نمیخوام در این مورد بحث کنم.

جمع بندی حرف من اینه که تغییر در دیدگاه ادراکی یک انسان، باید از طریق آگاهی سطح بالاتری صورت بگیره که میشه از اون به عنوان مدیر سازمان یاد کرد. اون چیز برای بعضی ها قداست دین و یا حتی شخصی است به عنوان مراد و برای برخی چیزیست دگر و برای برخی هیچ چیزی نیست.

فزونی آگاهی باعث کم ارزش شدن مسائل بی ارزشی میشه که تا حالا برای ما ارزش بودن و این اگه سریع اتفاق بیفته، طرف قبل از اینکه بتونه جایگزینی براش پیدا کنه احساس تهی بودن میکنه و دیگه نمی تونه ارزشی را در خودش کشف کنه. این رو باید کسانی که دست از دین برداشتند توجه کنن.

ببخشید اگه طولانی شد. میدونم یه کم هم گنگ گفتم اما خب ذهنم داشت میترکید مجبور بودم بنویسمش.

پناهگاه سیاه

در پناه اندیشه­ام لایق خزلانم. می­ستاند فروغ خرم­گر را و تیرگی زننده­اش را با پوستینی خشک و بدبو می­پراکند. به ذات خویش غره و به ابدیت مجنون. دشمنی شجاع و زیبا صفت و جایگاهش درد و خستگی و زخم روح است. تخم خویش را در ذهن می­پراکند و زمان را غذای شفیره­اش می­کند و بالندگی آنها را می­شتابد. نه فقط عاشق بلکه معشوقی درنده خو است و او نمی­داند به خود خواهد پیچید همچون کافری زهر خورده.

دعوت شده­ایم به بزم هستی. گَرد کرسی ما ستارگان خواهند بود. کاش به دنبال عینیتی غیر می­بودیم و تنها امیدمان را می­دانستیم. سکوتی نرم عاری از بودنمان میعادگاه پاکان خواهد بود. به بهای خواستنی غم­آلود به ما خواهند آموخت. نترس و بیا. دستانت را خواهند فشرد تا جایی که خون جگر از چشمانت جاری شود؛ تا به جایی که جز از او غمگین نشوی. به آغاز راه نزدیک می­شویم. سوت آغاز، صدای وحشی مرگ است و طنین صور یادآور کننده.

به یاد گذشته های تاریک که موجب تولید این متن شد.

احساس و فکر

زندگی برای کسانی که احساس دارند تراژدی است و برای کسانی که فکر دارند کمدی است.( هوراس والپول)

حرفش یه جورایی درسته. البته شما خواننده احتمالی احساسی؛ عرض کنم خدمتتون که “همین درد را عشق است”. پس شما راضی اون هم راضی همه راضی فقط یادت باشه گله و شکوه نباید بکنی چون انتخاب خودت بود.

چقدر احساس میتونه روی فکر تاثیر بذاره و چقدر فکر روی احساس؟ تاثیر احساس بیشتره البته تا جایی که عدم لیاقتش به فرد ثابت بشه که در این صورت فکر غالب میشه. ها ها…

کلمات مورد جستجو

دیدم بد نیست هر از گاهی کلمات مورد جستجوی کاربران اینترنتی که به وبلاگ من ارجاع داده شدند رو بذارم توی وبلاگم. نظر شما راجع بهش اولینش چیه؟ چرا به نظر شما “گوزیدن” اینقدر برای بعضیا مهمه؟ نیگا کنید خودتون:

۱۱ جستجو   نیکل بک
 
۶ جستجو   دودولش
 
۳ جستجو   ترایبال وارز
 
۳ جستجو   فیلم گوزیدن
 
۲ جستجو   بازیهای جدید ایرانی
 
۲ جستجو   آموزش گوزیدن
 
۱ جستجو   نمونه مثالهای coldfusion
 
۱ جستجو   دانلود تک ملودی
 
۱ جستجو   کوریولیس
 
۱ جستجو   البوم جدید نیکل بک اسب سیاه
 
۱ جستجو   خاطرات ارضا
 
۱ جستجو   و محصولات ان adobe
 
۱ جستجو   درباره شرکت ادوب
 
۱ جستجو   وقت تاسیس شرکت ادوب
 
۱ جستجو   برنامه ای برای ساخت فایل فلش از شرکت adobe
 
۱ جستجو   نرم افزار شبیه سازی اونگ فوکو
 
۱ جستجو   دانلود تیزهای تلوزیونی
 
۱ جستجو   learn to fly پینک فلوید
 
۱ جستجو   عبدالله امیر بیگلو
 
۱ جستجو   چرخش گرداب
 
۱ جستجو   florin oprea
 
۱ جستجو   گرداب چیست
 
۱ جستجو   دانلود مجلات آموزشی فتوشاپ شرکت ادوب
 
۱ جستجو   نیکل
 
۱ جستجو   اناهید نامه
 
۱ جستجو   علت چرخش گرداب
 
۱ جستجو   دانلود آهنگ ابلیس از جنگ جهانی دوم
 
۱ جستجو   معنی آناهید
 
۱ جستجو   بازی سوشیانس
 
۱ جستجو   ترجمه متن البومهای گروه الترناتیو راک تولز
 
۱ جستجو   معانی اسم آناهید
 
۱ جستجو   www. ironking63.com
 
۱ جستجو   بهترین موسیقی راک
 
۱ جستجو   نیکل بک آلبوم ۲۰۰۸ دانلود
 
۱ جستجو   دانلود لیریک پینک فلوید
 
۱ جستجو   معنی آناهید
 
۱ جستجو   گوزیدن زیاد
 
۱ جستجو   مسعود آناهید
 
۱ جستجو   ابولفضل صادقیان
 
۱ جستجو   فیلمهای گوزیدن 

به دوستانی که معنی آناهید رو جستجو کردن عرض کنم که آناهید الهه آب در اساطیر ایران باستان هست.

→ قبلی